دخترک!دخترک! کودکی ام را پس بده!!!!![]()
منم می گفتم: حرف من یک کلام! کودک درون آرام...![]()
کودک درونم با گریه و فریاد می گفت: خستگیمو هر کر و کوری فهمید این دختره نفهمید....
تنهاییمو ضمیرناخودآگاهش فهمید خودآگاهش نفمهید![]()
بعد در ادامه گفت: من به آزادی احتیاج دارم به بازی، می خوام که حرفامو بشنوی. می خوام بهم اهمیت بدی.نمی خوام بهم برچسب بزنی. می خوام شادی هامو درک کنی. می خوام با من باشی پشت و پناهم باشی.![]()
من هم خجالت زده گفتم: کودکم برای تغییر آمده ام
من معمار نوین سرنوشت تو هستم
من امید رو به تو هدیه می دم
خلاصه چندین و چند جلسه من و کودک درون با هم مناظره داشتیم هی قهر می کرد و من منت کشی و هی شرمنده می شدم. از بس که سرکوبش کرده بودم هی می گفت:
ای سرخوش! ای سرخوش! تو آدمی یا چکش!
به این ترتیب بود که من چند روزی در بحر تفکر همی فرو برفتمی و تدبیری بیاندیشیدم جهت آشتی و گفتگوی خردمندانه با این کودک سرخورده .فهمیدم که کودک درونم احتیاج به توجه و رسیدگی همیشگی داره.متوجه شدم که نباید سرکوبش کنمباید بهش اجازه ابراز وجود بدم. باید گاهی با دلش راه بیام
کودک درون با گریه می گفت:
آخه دختر! دلم سرشار از درد است برخیز
کودکت محتاج همدرد است برخیز
در این خیزش بیا با کودکت باش
چرا؟! چون شادی ام حق است برخیز
منهم برخیزیم( برخاستم) و کودکم رو در آغوش گرفتم، چقدر احتیاج به نوازش داشت ، احتیاج داشت بهش اطمینان بدم که باهاش می مونم.رهاش نمی کنم ...
منم براش زمزمه می کردم:
کودک شاد درونم خوش باش!
با نوای زندگی، سرخوش باش...
خوشبختانه جلسات من و کودک درونم ختم به خیر شد و حالا باهم رفاقت می کنیم. از آن به بعد با شادی خوشحالی در کنار هم به زندگی ادامه می دهیم.
برای آشنایی بیشتر با کودک درون کتاب شفای کودک درون لوسیا کاپاچیونه .( ترجمه گیتی خوشدل) رو پیشنهاد می کنم.ما انسانها با معنا زندگی می کنیم. یعنی با معنایی که به اتفاقاتی که در زندگی برامون می افته نسبت می دیم. و هر کس می تونه تعبیر متفاوتی از زندگی داشت باشه. بخاطر همینه که در برابر اتفاقی مشابه افراد عکس العملهای متفاوت نشون می دن.اما بهتره حواسمون باشه که خودمون رو درگیر معانی ناخوشایندی که بعضی افراد به زندگی نسبت می دن نکنیم.ما می تونیم متفاوت ببینیم متفاوت احساس کنیم و متفاوت رفتار کنیم .خیلی از ما نسبت به یک نوع طرز فکر شرطی میشیم و جهان رو نه اون شکلی که واقعا هست بلکه بر اساس برداشت و معنای خودمون یا اونطور که شرطی شدیم می بینیم.اما چه کار میشه کرد؟ میشه نگرش متفاوتی رو در پیش گرفت. می شه نوع دیگه ای فکر کرد.میشه کمی تامل کرد و دید اونهایی که معنای قشنگتری از مسائل دارن چه طرز فکری دارن. میشه برای خودت اتاق فکر درست کنی و افکارت رو بررسی کنی و مفید و مضر بودنش رو تشخیص بدی .میشه مثل ویکتور فرانکل بود و به عمیق ترین رنجها هم معنایی داد اونوقت هیچ رنجی آزارت نمی ده چون معنا داره...چون از سردرگمی نجاتت می ده چون هدفمندت می کنه.ضرب المثلی هست که می گه: (( اندیشه ای بکار تا عملی درو کنی.عملی بکار تا عادتی درو کنی.عادتی بکار تا منشی درو کنی.منشی بکار تا تقدیری درو کنی)).
پس به اندیشه هامون بها بدیم و اندیشه ای سالم و مثبت و با معنا رو در ذهن پرورش بدیم و معنای زندگی مون رو دریابیم. معنای زندگی رو....
بشنو از من ،کودک من ! پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا هست زیبا هست زیبا![]()
دکتر شریعتی
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت در و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به پاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو شد چون پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون شود تهی شود دلم
مهر تو شد چون پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
-------![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
--------
قطعه فوق بخشی از سرودی است که قهر و لطف ایرانیان را در تارک خود به یادگار دارد و در واقع بخشی از سه بند شعری است که دکتر حسین گلاب در مهر ماه ۱۳۲۳ سرود.
دکتر حسین گلاب سال ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران متولد شد.تحصیلات ابتدایی را در مدرسه علمیه و متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند.از سال ۱۲۹۸ که تدریس علوم طبیعی مدرسه دارلنون را عهده دار شد تا سال ۱۳۰۷ ۱۲ جلد کتاب در رشته علوم طبیعی تالیف کرد.ضمنا در دانشکده حقوق به تحصیل پرداخت و به دریافت دانشنامه لیسانس در رشته قضایی و علوم سیاسی نائل آمد. در سال ۱۳۰۷ تصدی کارهای علمی گیاه شناسی در دانشکده پزشکی بر عهده او گذاشته شد و از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ در دبیرستان نظام و دانشکده پزشکی تدریس گیاه شناسی را برعهده داشت.در سال ۱۳۱۴ که کلاس مقدمات طب به دانشسرای عالی انتقال یافت به معاونت دانشسرای عالی و دانشکده علوم و ادبیات منصوب شد و در همین سال طبق مقررات قانون دانشگاه به دریافت درجه دکترا در رشته علوم نائل شد و به تدریش فیزیولوژی گیاهی در دانشسراس عالی و گیاه شناسی در دانشکده پزشکی پرداختو در سازمان نوین نوین دانشکده به استادی کرسی بیولوژی گیاهی و ریاست ازمایشگاه انتخاب شد.
دکتر حسین گلاب در سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۶ علاوه بر تدریس معاونت دانشکده پزشکی منصوب شد و تا سال ۱۳۲۷ در این سمت خدمت کرد و سپس از این سمت کناره گیری کردو فقط به کار تدریش اشتغال ورزید.سال ۱۳۱۴ عضویت فرهنگستان و سال ۱۳۱۵ سردبیری فرهنگستان به او واگذار شد.
در سال ۱۳۴۵ از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسال بعد بعنوان نخستین استاد ممتاز دانشگاه تهران برگزیده شد و طی مراسمی از خدمات فرهنگی او قدرشناسی شد.از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۴ رییس هیات موسسان و رئیس هیات امنای مدرسه عالی اراک بود. از اواسط سال ۱۳۴۹ در دوره دوم فرهنگستان زبان ایران عضو پیوسته بود و در چند گروه وازه ها شرکت داشت.
دکتر حسین گلاب در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۶۳ چشم از دنیا فرو بست.
منبع: ضمضمه روزنامه اطلاعات
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
شما هم لبخند بزنید ماهیچه های صورتتون رو استراحت بدبد.![]()
میگم برای آرامش خودتون چکار می کنید ؟ من امروز بدون هیچ هزینه ای انقدر لذت بردم که حد تداره.
یک مقدار اب گرم فراهم کنید . دو حلقه خیار یا دو حلقه ی سیب زمینی بصورت خام. یک موسیقی آرام و یک سطح صاف برای دراز کشیدن.
حالا یک حوله ی نازک رو داخل اب گرم قرار بدید و همونطور که دراز کشیدی بعد از کش و قوس بدن و گوش دادن به موسیقی آروم...حالا حوله رو روی صورتتون قرار بدید و عضلات صورت رو شل کنید. به به چه آرامشی![]()
![]()
بعد آروم تاحیه زیز استخوان گونه رو ماساژ بدید و بعد با نوک انگشتان آروم به صورت ضربه بزنید.. خستگی صورت در میره. بعد حوله رو بردارید و سیب زمینی ها رو روی چشماتون بذارید و ببینید چشماتون چقدر کیف می کنن....آرامش آرامش آرامش....
صورت و فک کاملا شل و رها باشه .برای چند دقیقه ازوم باشید و ار اترژی مثبتی که بدنتون ساطع می کنه لذت ببرید
به همین سادگی و دلچسبی می تونین حالتون رو دگرگون کنین
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل والنهار
حول حالنا الی احسن الحال![]()
![]()
سلام . به به به خوش اومدین.مواد لازم برای خوندن ادامه مطلب :
یک لبخند ملیح....![]()
حالا ۱-۲-۳ دنیا دیگه سال ۸۷ نداره...نداره نه می تونه بیاره.
دست.....دست ...... اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووه اووووه
خوب دیگه شعف زده شدم ![]()
امسال هم گذشت.
بزرگی میگه: وقتی قرار است جایی را ترک کنی راجع به جایی که قرار است بروی صحبت کن نه جایی که ترک کرده ای...
حالا منهم راجع به سال ۸۸ صحبت می کنم. راجع به سالی با هدفهای بزرگ. سالی که نتیجه خیلی از تلاشها ی من و تو مشخص میشه
نمی دونم امسال من و تویی که این مطلب رو می خونی چی پیش رو داریم...نمی دونم!خیلی چیزها رو نمی دونم اما می دونم می تونم برای اینده خودم و تو آرزوی خیر بکنم.می دونم.![]()
آرزو می کنم امسال روحمون بزرگ تر بشه.دلمون مهربون تر. بتونیم به یک نفر واقعا یاری برسونیم. واقع بین باشیم و بدونیم برای رسیدن به هر چیز باید تلاش کرد. مسئولیت حرفها و اعمالمون رو بپذیریم.
آرزو می کنم وقتی داریم تو پیچ و خم جاده زندگی راه می ریم و گاهی می دویم بدونیم کجا می خواهیم برسیم. قبل از حرکتمون نقشه رو خوب نگاه کنیم . اگه یه جاهایی گم شدیم کمی صبر کنیم و یکبار دیگه دقت کنیم و یا از یه نفر که آگاه تره بپرسیم. آرزو می کنم اگر یکبار دیگه تو همین مسیر قرار گرفتیم اینبار با آگاهی بیشتر راه درست رو طی کنیم...
نمی خوام کلیشه ای حرف بزنم....نمی خوام بگم همیشه همه چیز بر وفق مراده. نمی خوام بگم هر چی بدبختی اومد سرت بازهم دنیا خوبه ...نه! یه وقتایی روزگار اونقدر برات تلخ میشه که طعم سیاهشو تا عمق وجودت حس می کنی...یه وقتایی دوست داری تو یه گوشه تاریک اشک بریزی یه وقتایی از همه بدت میاد ...یه وقتایی حس می کنی نگاه خوش سیری چند!!!! همه اینا حرفه. شعاره . زودگذره .....آره این لحظه های تاریک برای همه ما پیش اومده اما تو همه این روزهای سیاه گوشه دلت یه رویای سپید هست... همون "چی میشد" ها که می گی یعنی هنوز امید داری ...امید به معجزه یا حتی امید به محال....امسال هرچی که شد امیدت رو حفظ کن. امسال از کمک گرفتن نترس . به خودت جرات بده یه جاهایی بگی باید کمک بگیرم.قرار نیست همه ماها از اول کامل و تمام عیار باشیم قراره که ما به کمک هم کامل بشیم . امسال سال نور و روشناییه . چراغ دلت رو روشن کن....دنبال کلید برقش بگرد اگه هنوز سیم کشی نشده چراغ نفتی رو روشن کن. اگه نفت نداری نشین تا برات نازل بشه برو دنبالش وقتی این چراغ روشن بشه دیگه نمی ذاری خاموش بشه چون تو روشنایی اونقدر دنیات قشنگ تره که حیفت می خواد به خاطر کوتاهی نور این چراغ بی فروغ بشه ....پاشو دیگه پاشو.... ای بابا .... خودنو لوس نکن چراغت فیتیله نداره برو بخر هنوز چند روز به شروع سال نو مونده پاشو کاری کن که سال جدید رو با نور آغاز کنی.
لا اقل یه چراغ قوه قرض بگیر...نشد شمع ....نشد یه کبریت ...مهم اینه که این نور توی زندگیت بتابه
پاشوووووووووووووووو....این دستور مامور مخصوص حاکم نگاه خوش کمونه .... بهونه نیار یار دبستانی من....
دویدمو دویدم...از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم...من با سحر دمیدم
با همه خستگی سری به خلوت دلم زدم
تا به سحر نشستم و عشق تو را قلم زدم....
سال فوق العاده ای پیش رو داشته باشید![]()
![]()
نگاه خوش 1387
لطفا صاف بنشینید. شانه ها رو عقب بدید و کشش رو در عضلات سینه احساس کنید. ببینید اینجوری چقدر راحت تر نفس می کشین.
روز جمعه من رفتم سمینار انرژی مثبت آقای حلت.
راس ساعت شروع شد. چقدر همه هماهنگ بودن. فوق العاده بود و این نشون می داد که یکی از راههای رسیدن به انرژی مثبت منظم بودن هست
همه با آرامش سر جاشون بودن همه چیز رو روال بود. اعضای تیم لباسهای هماهنگ پوشیده بودن و کلی شیک و منظم. خوب این نشون می ده که خود گروه تمرین کردن که انرژی مثبت رو بین خودشون جاری کنن. گفتم تمرین...بله چون هیچ چیز بدون تمرین بدست نمی آد. فکر نکنید با یکبار شرکت کردن در کلاس یا سمیناری معجزه میشه.. فقط با شنیدن حرف هیچ کس قرار نیست زیرو رو بشه .تغییر وقتیه که حرف که روی تو تاثیر گذاشت بعد دست به عمل بزنی و مداومت داشته باشی...بعد کم کم ضمن دیدن واقعیات نگاهت هم خوش تر میشه یاد می گیری میشه نوع دیگه ای دید . یاد می گیری ازحالت انکار بیای بیرون .واقعیات رو ببین اما باور کنی که می تونی یه کاری انجام بدی حالا این کار انجام دادن می تونه رفتن پیش روانشناس باشه.تجربه شخصی من این بود که چندین سال این نوع طرز فکر رو تمرین کردم وبخاطر مساله ای که داشتم بنا به توصیه اقای حلت از کمک روانشناس هم بهره گرفتم و سعی کردم در کنار اون بر این نوع طرز فکر مداومت داشته باشم.
و نتیجه فوق العاده شد. نتیجه شد نگاه خوش ![]()
در واقع مهم ترین اثر این نوع طرز فکر اینه که دچار درماندگی آموخته شده نشیم خودمون رو مقهور و تسلیم شرایط نکنیم و بدونیم میشه کاری کرد. و اینکه بتونیم یک مثلث تشکیل بدیم که رئوس این مثلث داشتن دید مثبت نسبت به خودمون .دیگران و آینده باشه.
در ضمن آقای رضا رفیع که از طنز پردازان قدرمند کشور هستند و در روزنامه های مختلف ستونی مخصوص دارند نیز در این برنامه شرکت داشتند و متوجه شدیم یکی دییگه از رموز بالابردن انرژی مثبت "طنز" و نشاط هست.
شاید بگید که خوب این که اظهر من الشمس هست اما آیا کاری هم کردید ؟ ایا در جلسات طنز و ... شرکت کردید ؟ ایا از این برنامه ها حمایت کردید؟ پس
همین حالا انجام بده!![]()
![]()
امیدوارم همیشه عااااالی باشید . به قول آقای حلت واقع بین و مثبت نگر![]()
پی نوشت: درماندگی آموخته شده یک نظریه از بنیانگذار روانشناسی مثبت گرا مارتین سلیگمن هست که طی ازمایشاتی که انجام داد متوجه شد اگر افراد در شرایطی قرار بگبرند که کنترلی بر اون ندارند دفعه دیگر اگر در شرایط مشابه اما قابل کنترل رار بگیرند اونها بنا به تجربه قبلی درمانده شده اند و فکر می کنند به رغم همه تلاشهایشان بازهم هیچ کنترلی بر اوضاع نخواهند داشت
اومدم و از کنکور اومدم با ماشین.... اومدم
از ورزش چه خبر ؟ نرمش؟ والا خدا به این برنامه ریزی کنکور خیر بده که من رو هم به برنامه ریزی عادت داد سر پیری هم به نرمش هر روزه. والا نرمش نمی کردم که چارچنگولی رو کتابها می موندم خشکم می زد. دیگه یه نرمش گردن و کتف و شونه خلاصه گذشت ...کنکور هم گذشت خوب و بدش رو نمی دونم اما تو این مدت خیلی تغییر کردم . به نظرم این پروسه ی کنکور دادن یک کلاس تمام عیار خودشناسیه . وقتیه که باید جواب همه کلاسهایی که رفتی رو پس بدی. وقتش که ذهنت رو تا جایی که می تونی مثبت نگه داری وقتشه که خوددار باشی و دلت رو کنترل کنی که خیلی جاها نری و...خلاصه در این میدان آقایون اگر می خوان مرد بشن سربازی نرن بیان کنکور بدن خانومها هم برای افزایش قدرت بردباری در این برنامه شرکت کنن و صواب ثواب دنیا و آخرت رو ببرن
مرسیییییییییییییییییی از همه که تو این مدت بهم سر زدین. خدا خیرتون بده . ان شا ا... که در کنکور زندگی موفق باشین امیدوارم تو کنکور که بین دو پاسخ گیر افتادین پاسخ صحیح رو بزنین خدا کنه از مباحثی که فول بودین سوال بیاد
خلاصه امیدوارم موفق باشین
این هم از دعاهای بعد از کنکور اما هنوز تموم نشده ها می گن تازه باید دعا و نذر و نیاز تا روز جواب ادامه داشته باشه
ببخشید من یه مدت از تمدن به دور مونده بودم برم یه کم بیرون اخبار جدید دستم اومد میام اپ می کنم
اگر هم غصه ای داری ببین براش چکار می تونی بکنی هی نزن تو سرو کلت یه کاری بکن !!!!
حالا دستها رو بیارین جلو و مشت کنین حالا مچهاتون رو ۵ شماره در جهت عقربه ساعت و ۵ شماره در جهت عکس بچرخونین . آفرین. خدا قوت ![]()
و دیگه اینکه اگر بار گران بودیم رفتیم....اگر نا مهربان بودیم رفتیم
رفتم که رفتم اااای رفتم که رفتم...
راستش با نزدکی شدن به کنکور باید بیشتر درس خوند و به همین خاطر نمی تونم بیام اما به امید خدا آخرهای بهمن حتما سر می زنم.
دوستون دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه.
هر وقت یاد من کردین یه نرمش بکنین و بعد بگین که حالتون عااااالیه ای خدا خیرتون بده ![]()
از همه گل دسته هایی که این مدت بهم سر زدید و منو دعوت کردین ممنون. آخ دیگه داره گریه ام می گیره بابا خوب نگاه خوش هم گاهی نگاهش بارونی میشه دیگه
اما جمله ای که همیشه بهم آرامش می ده :
از مصائبهای دنیا بر متاب...........صبر کن الله اعلم ما صواب ![]()
![]()
![]()
![]()
یه بار دیگه سلام....سلام نام خداست...
و خدا اینجاست با همه مهربونیش
دعا کن ...
مکث نکن بخواه.و بدان! آن خدایی که گنجینه های اسمان ها و زمین به دست اوست وقتی به تو اجازه دعا داده است یعنی که اجابت را برعهده گرفته است.
ووقتی که فرمان داده است که:
از او بخواهی یعنی بنایش بر عطا کردن است.
و از او طلب بخشش کنی یعنی اراده اش بر بخشیدن است....
پس نیازهایت را از او بخواه رازهایت را با او درمیان بگذار گلایه ها و شکوه هایت را نزد او ببر برطرف شدن غمهاو غصه هایت را از او طلب کن و در کارهایت از او مدد بگیر....
مکث نکن! همین حالا همین حالا اگه شده فقط یک کلمه با خدا حرف بزن. حتی اگر فقط بگی سلام اون سلام ات رو با هزار عشق پاسخ می ده.
بخواه ...ازش بخواه![]()
و اما :
خیلی ها غر می زنن که چرا هر کاری میکنم نتیجه نمی گیرم... چرا تو کارم پیشرفت نمی کنم. چرا ....ا
من میگم اگه می خوای ت محیط کارت موفق باشی اول باید یه کار تجقیقاتی کوچیک انجام بدی: "نیاز سنجی" ببین محیط کارت به چی نیاز داره جای چه فعالیتی تو اونجا خالیه .اون نیاز رو پیدا کن و یه مانور حسابی رو اون بده و هم خودت رشد کن و هم به پیشرفت محیطت کمک کن....به همین قشنگی .ساده مختصر اما مفید ![]()
روزگارتون عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی باشه
آهان! در ضمن یک داستان هست به اسم درخت آرزو به این آدرس برین و بخونینیش و ببینین آرزوهاتون واقعا خواستنی هستن یا توهم ؟http://www.javdaneh.com/Ravanshenasi/Arezoo.htm
و باز آرزو می کنم هر سیاه پوست و هر فرد رنگین پوست در هر کجای دنیا بر حسب ارزشهای فردی اش سنجیده شود نه رنگ پوستش
و باز آرزو می کنم برادری چیزی فراتر از واژه هایی در پایان دعاها شود و به اولین اصل هر قانون تبدیل شود![]()
و باز آرزو می کنم یک روز جنگ پایان پذیرد شمشیرها به خیش های گاوآهن و مشت ها به داس تبدیل شوند. ملت ها علیه یدیگر قیام نکنند و هرگز جنگی میان آنها شعله ور نشود.![]()
و باز آرزو میکنم بتوانم آمدن روزی که صلح بر زمین و خوبی ها بر بشریت حکمفرمایی می کند را به جلو بیندارم![]()
و چه مبارک روزی است آن روز که ستاره های صبح با هم سرود خواهند خواند و مردان خدا فریاد شادی برخواهند کشید....![]()
![]()
![]()
![]()
مارتین لوتر کینگ
اما بریم سر اصل مطلب : دیدی یه وقتایی بعضی ادمها چجوری شایعه پراکنی می کنن. مثلا خیلی با قاطعیت میکن همه میگن فلانی اینجوریه....خلاصه شروع میکنن به بد گفتن.اما در این مواقع ما باید چکار کنیم؟ باید مساله رو دقیق تر کنیم؟ با یک پرسش ساده: کیا میگن؟ اونم میگه همه...همه یعنی کی؟ بعد به اینجا میرسه از چند نفر شنیدم...اون چند نفر کی هستن؟ بعد میگه از چند تا دوستام. خوب اون دوستات کی هستن؟ آخر سر میرسه به ۱ نفر ....دیدی همه تبدیل شد به ۱ نفر. بعد ازش بپرسین تو مطئنی؟ خودت چی فکر میکنی؟ میگه ...والا منم شنیدم نمی دونم ....
دیدید با چند تا پرسش شما طرف از اون قاطعیتش هی کم شد در درونش تضاد بوجود اومد و از اون حالت قضاوت ۱۰۰٪ رسید به ۱٪ اطمینان ....خیلی از شایعه پراکنی ها و قضاوتها بر مبنای شنیده هاست. بر مبنای برداشت نادرست ما آدمهاست بر مبنای یک کلاغ چهل کلاغ کردنهاست. اما شما که مثبت نگر هستید و همه جا می تونید نگاه خوشتون رو بکار بندازید می تونید با چند تا پرسش ساده این چرخه رو منهدم کنید و اون طرف رو هم متوجه اشتباهش کنید.
راستی شنیدی که ......راست میگی؟ اره بابا همه میگن....همه یعنی کی یا؟ از بچه های کلاس شنیدم. کدوم بچه های کلاس از اون گروه. کدوم یکی از اعضای گروه از...شنیدم نمی دونم مطمئن نیستم ...آخه...
پس حرفی نزنیم خودمون شرمنده بشیم مراقب آبروی دیگران باشیم.
نگاهتون همیشه خوش ....راهتون تو مسیر مثبت نگری همیشه هموار ....انگیزه تون همیشه قوی
در ضمن وبلاگ "خدا هست "هم بروز شد
تجربه میگه: اگر می خوای روزت رو راحت با نفسهای عمیق به شب برسونی ...صبح بینی ات رو با سرم فیزیولوژی ۹۰٪ شستشو بده
آخییییییییی همچین رررررراحت نفس می کشی که خودت کیف کنی. الان یه نفس بکش ببین وضعیتت چطوره؟
تجربه میگه:اگه از عنایت بنده ی خدا ناامید شدی هیچوقت از مهربونی و عشق خدا ناامید نشو اون همیشه کنارت....![]()
تجربه میگه قبل از اینکه ازدواج کنی یا وارد هر رابطه ای بشی اول اعتماد به نفست رو بالا ببر اونوقت از گلایه هات کم میشه.اونوقت کمتر نگرانی که یه نفر بیاد و جای تو رو بگیره چون می دونی تو بی نظیری.
تجربه میگه قبل از شروع هر کاری اول یه قراداد کتبی بنویس با صحبت کردن وعده ها زیاده اما عمل به اون وعده ها با خداست.....![]()
تجربه میگه : هر روز صبح چند دقیقه قبل از اینکه از جات بلند شی اگه حالش رو نداری که بنویسی اقلا تو ذهنت روزت رو سازمان بندی کن و یه مرور کن که امروز چه کارهایی می خوای انجام بدی...کلی روزت بهتر پیش میره
گفتارنیک.......پندارنیک.....کردار نیک
راستی تجربه های شما چی میگه؟![]()
خوب چون وقتی یه غذا می خوایی خواسته ات کاملا مشخصه....دقیقا می دونی چه غذایی رو می خوایی مثلا اگه هوس قرمه سبزی کرده باشی دلت فقط اونو می خواد ( من تو رو می خوام تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
) ...این مرحله اول رسیدن به خواسته هست.
بعد اون خواسته ات اونقدر برات واضح هست که حتی بو و مزه اش رو حس می کنی .![]()
یعنی موجی که از خودت ساطع می کنه دقیقا موافق اون خواسته هست.ارتعاش خودت رو بالا می بری.
مرحله بعد اینکه قورمه سبزی یه چیز افسانه ای نیست. خارج از تصورت نیست غذایی که همه موادش هست خلاصه در درونت باور داری که م یتونی قرمه سبزی رو بخوری ( لااقل می ری کنسروش رو می گیری) این هم یه مرحله دیگه یعنی برای رسیدن به خواسته در درونت اون رو باور کردی و ناخود آگاهت اون رو محال نمی دونه...
خوب اینجوری میشه که شما به هر واسطه ای غذا ی دلخواهتون رو نوش جان می کنید. حالا این مورد رو درمورد سایر خواسته هات در نظر بگیر ببین چقدر با مراحل راه های رسیدن به قرمه سبزی هماهنگی داره! می تونین باورش کنین...حسش کنین....خیلی باهاش فاصله روانی نداشته باشین...ناخودآگاهتون باورش کنه....