خوب چون وقتی یه غذا می خوایی خواسته ات کاملا مشخصه....دقیقا می دونی چه غذایی رو می خوایی مثلا اگه هوس قرمه سبزی کرده باشی دلت فقط اونو می خواد ( من تو رو می خوام تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
) ...این مرحله اول رسیدن به خواسته هست.
بعد اون خواسته ات اونقدر برات واضح هست که حتی بو و مزه اش رو حس می کنی .![]()
یعنی موجی که از خودت ساطع می کنه دقیقا موافق اون خواسته هست.ارتعاش خودت رو بالا می بری.
مرحله بعد اینکه قورمه سبزی یه چیز افسانه ای نیست. خارج از تصورت نیست غذایی که همه موادش هست خلاصه در درونت باور داری که م یتونی قرمه سبزی رو بخوری ( لااقل می ری کنسروش رو می گیری) این هم یه مرحله دیگه یعنی برای رسیدن به خواسته در درونت اون رو باور کردی و ناخود آگاهت اون رو محال نمی دونه...
خوب اینجوری میشه که شما به هر واسطه ای غذا ی دلخواهتون رو نوش جان می کنید. حالا این مورد رو درمورد سایر خواسته هات در نظر بگیر ببین چقدر با مراحل راه های رسیدن به قرمه سبزی هماهنگی داره! می تونین باورش کنین...حسش کنین....خیلی باهاش فاصله روانی نداشته باشین...ناخودآگاهتون باورش کنه....