ما انسانها با معنا زندگی می کنیم. یعنی با معنایی که به اتفاقاتی که در زندگی برامون می افته نسبت می دیم. و هر کس می تونه تعبیر متفاوتی از زندگی داشت باشه. بخاطر همینه که در برابر اتفاقی مشابه افراد عکس العملهای متفاوت نشون می دن.اما بهتره حواسمون باشه که خودمون رو درگیر معانی ناخوشایندی که بعضی افراد به زندگی نسبت می دن نکنیم.ما می تونیم متفاوت ببینیم متفاوت احساس کنیم و متفاوت رفتار کنیم .خیلی از ما نسبت به یک نوع طرز فکر شرطی میشیم و جهان رو نه اون شکلی که واقعا هست بلکه بر اساس برداشت و معنای خودمون یا اونطور که شرطی شدیم می بینیم.اما چه کار میشه کرد؟ میشه نگرش متفاوتی رو در پیش گرفت. می شه نوع دیگه ای فکر کرد.میشه کمی تامل کرد و دید اونهایی که معنای قشنگتری از مسائل دارن چه طرز فکری دارن. میشه برای خودت اتاق فکر درست کنی و افکارت رو بررسی کنی و مفید و مضر بودنش رو تشخیص بدی .میشه مثل ویکتور فرانکل بود و به عمیق ترین رنجها هم معنایی داد اونوقت هیچ رنجی آزارت نمی ده چون معنا داره...چون از سردرگمی نجاتت می ده چون هدفمندت می کنه.ضرب المثلی هست که می گه: (( اندیشه ای بکار تا عملی درو کنی.عملی بکار تا عادتی درو کنی.عادتی بکار تا منشی درو کنی.منشی بکار تا تقدیری درو کنی)).
پس به اندیشه هامون بها بدیم و اندیشه ای سالم و مثبت و با معنا رو در ذهن پرورش بدیم و معنای زندگی مون رو دریابیم. معنای زندگی رو....
بشنو از من ،کودک من ! پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا هست زیبا هست زیبا![]()